سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

34

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : د : مرتد فطرى توبه‌اش قبول نبوده و ثروتش را تقسيم مىكنند اگر چه وى را نكشند و تنها وارث مسلمان از وى ارث مىبرد نه ديگرى . شارح ( ره ) مىفرماين : مقصود از [ مرتد فطرى ] كسى استكه نطفه‌اش در حال مسلمان بودن يكى از والدينش منعقد شده و حكم وى آن است كه بحسب ظاهر توبه‌اش مقبول نيست اگر چه باطنا على الاقوى پذيرفته مىباشد و همان طورى كه مرحوم مصنف فرموده‌اند اگر ديونى داشته باشد ابتداء از ثروتى كه دارد آنها را پرداخته و سپس باقيمانده رابين ورثه او تقسيم مىكنند اگر چه وى را هم بعلتى از علل نكشته باشند مثل اينكه سلطان عادل يعنى فقيه فوت نموده يا اگر هم در قيد حيات هست مبسوط اليد نيست به اين معنا كه قدرت بر قتل وى ندارد . و ديگر از احكامى كه مربوط به مرتد فطرى است اينكه : تنها وارث مسلمان از وى ارث مىبرد نه ديگرى به اين معنا كه او را همچون مسلمان فرض نموده و همانطورى كه اگر مسلمانى فوت كند تنها ورثه مسلمانش از او ارث مىبرند در وى نيز حكم چنين مىباشد و دليل آن اين است كه مرتد فطرى در بسيارى از احكام از جمله وجوب قضاء عبادات زمان ارتدادش بمنزله مسلمان بوده لذا در اينحكم نيز مانند وى او را به حساب آورده‌اند . قوله : انعقد و ابويه مسلم : كلمه [ واو ] حاليّه بود و ضمير در [ ابويه ] به مرتد فطرى راجع است . قوله : و ان قبلت باطنا : يعنى بحسب ظاهر اگر چه توبه‌اش